یادداشتهای تنهایی
پشت دروازههای بسته، داستانهایشان همچنان زندهاند. قدم به زندگی روزمرۀ بیپیرایه، رؤیاهای سرکش و مقاومت خاموش دختران مکتب افغانستان بگذارید؛ دخترانی که اکنون پنجمین سال دوری از صنفهای درسی را سپری میکنند.
اگر آزاد میبودم: رؤیاهای سادهای که از یک دختر افغان ربوده شدند
اگر آزاد میبودم، با یک پیالۀ چای و کتابی باز، روی چمنهای پارکهای کابل مینشستم. وقتی گرگومیش شام از راه…
بیشتر بخوانیدمجبوریم شاهد زندهبهگور شدن رؤیاهایمان باشیم
هر صبح، مردان جوان سرزمینم از برابر کلکین اتاقم میگذرند؛ بکسهایشان پر از وعدههای فردا است. وقتی به آنها نگاه…
بیشتر بخوانیدملت در سیمای یک زن: رنج، تابآوری و ققنوس افغانستان
اگر افغانستان یک انسان میبود، زن میبود. او رودابه میبود؛ دوشیزۀ افسانهای که عشق و وفاداریاش در دشتهای برهوت به…
بیشتر بخوانیدمحو شده از جامعه: بحران خاموش زنان افغانستان
چند نفر در سراسر جهان واقعاً میدانند که در قلب آسیا چه میگذرد؟ در افغانستان، دختران بهگونهای نظاممند از حق…
بیشتر بخوانید